جز تو کسی را ندارم ....

سلام. نمیدونم تا حالا شده یه چیزی بخواید اما ندونید اون چیه؟ تا

حالا شده حس کنید یه وزنه ی سنگین روی سینه شما هست و

نفس کشیدن برای شما سخت بشه؟ من که فکر کنم برای همه این

اتفاق افتاده و شاید اولش برامون مهم باشه که دلیلش چیه اما اگه

گذشت و درست متوجه نشدیم که دلیلیش چیه، اون موقع سعی

میکنی با یه سری چیزهای بی ربط این حس رو فرو کش کنیم و دیگه

فکر نکنیم که به چه دلیل بوده و هست. دیگه فکر نمیکنیم این زنگ

عشقه، این بهترین نشانه از درون انسان هاست از جانب بهترین یار،

بهترین دوست. اگه گوشامون خوب صداها رو جذب میکرد و قلبمون به

سان ماه شب 14 بود (هر چند ماه، سپیده، اما نقطه های سیاهی

هم داره و به ما یاد میده که اگه نمیتونیم کامل سپید باشیم اما

هیچوقت از سیاهی های نفس و روح خودمون نا امید نشیم و پرچم

سپیدی رو به نشانه تسلیم در تنها سرزمینی که وسعت عشق را

داراست، به احتزاز در بیاوریم) میفهمیدیم که بهترین یار ما

میخواهد زمستان سرد و خشک قلب ترک خورده ی ما رو به بهار تبدیل

کنه و سرزمین دل، نیاز به خونه تکونی داره اما افسوس که بارها و

بارها به بهارم پشت کردم و این صدای یار را که میگوید: ((بنده ی من،

من جز تو کسی را ندارم* و تو هم بهتر از من کسی را نداری پس مرا

در نهان خانه ات جای بده تا شکسته های دلت را به جام جمی تبدیل

کنم ))نشنیدم و شکسته تر شدم.

 

* در نامه ایی از جانب یار خطاب به انسان میگوید که بنده ام وقتی در مقابل من قد

قامت میکند برای راز و نیاز با من ، من جور به بنده ام مینگرم که گویی جز او بنده ی

دیگری ندارم ولی او جوری به من مینگرد که گویی جز من خدایان زیادی دارد ( مفهموم

نامه این بود‌ )

/ 7 نظر / 13 بازدید
جیغ و داد

میدونی یه استاد دارم میگه وقتی آدم بزرگ میشه از فطرتش دور میشه تا سعی نکنی بر گردی برنمی گردی محبت محبوبت رو نمی بینی هر کاری هم واست کنه نمی بینی چشمت زرق و برق دور و برت رو گرفته... میگه اگه محبوبت معشوقت خدات بشه اون وقت دیگه رسیدن سختی و فراخ معنی نمیده همه چی خوب همه چی عالیه چون از طرف معشوق[گل] ولی ما خیلی راه داریم تا به درک این مفاهیم برسیم . یا حق. بازم به ما سر بزن رفیق[گل]

امید یگانه

سلام صبح جمعه تون بخیر ممنون از اظهار لطفتون شما هم قلمی شیوا و وبلاگی پر محتوا دارید مطلب جالب و قابل تاملی بود... مرسی[گل]

کوته کلامم

اشتباه نشه این جیغ و داد همون کوته کلام ها[چشمک] فضاهاش فرق می کنه ولی نویسندش یکیه به خدا[نیشخند]

سرگردون

سلام به همگی مرسی دوست بزگوار که آمدین و کلبه کوچیک من رو منور کردین دست بقلم حضرت عالی خیلی هم براه و قشنگه همه نوشته هاتو خوندم و واقعا خوشم اومد یه پیشنهاد: یافتم بالاخره اشکال از کجاست آخه ماکروسافت از تاریخ 2008.12.10 دیگه اجازه نمیده ادیت هایی که تو مرورگر فایرفوکس انجام شده مرورگر IE ببینه قول میدم مرورگرتون IE هستش اگه اینجوره باید مرورگرتون رو عوض کنین چون دیگه متاسفانه نمیتونین از فیوضات منور من بهرمند بشین[نیشخند][خنده] بازم از اینکه اومدین ممنونم این پیشنهاد به این دلیله که نظری که حضرت عالی با اون بنده رو مزین کردی مال پسای قبل اون تاریخه من بعد اون تاریخ 2 تا پست دیگه هم داریم ممنونم که اومدین[گل]

ساده و بی تکلف: حسن

اول یه اوهوم یعنی یه چیزی فهمیدم بدعشم خوب بود، یعنی می تونه در آینده خیلی بختر هم بشه

سید محمد حسین روان بخش

سلام و عرض ادب نگاه تازه ای بود و مطلبی جذاب قلم تون هم سرحال الحمد لله خوب می نویسید . پیروز و شاد باشید [لبخند]

بشینا

خیلی قشنگ مینویسین تو به این قشنگی مینویسی و به من میگی ... ببخشید میگم تو . میخوام بدونین اینجا تو این دنیا همه واسه هم من توییم موفق باشی راستی من لینکت کردم دوست داشتی قابل دونستی تو م منو اد کن