دنیا محل گذر است نه جای ماندن

 

 

 

 

سلام. بعد از مدتها دوباره قصد نوشتن کردم البته این متن سوال و جوابی از آیت الله نکونام هستش که احساس کردم خوندنش واسه جامعه ما ضروری باشه. پیشنهاد می کنم حتما به سایت ایشون سر بزنید و مخصوصا قسمت پرسش و پاسخ ها رو مطالعه کنید.

 

 پرسش:نظر حضرتعالی، در مورد ارتباط با فامیل و بستگانی که در میهمانی های خود زنان بدحجاب با مردان، شوخی و بگوبخند دارند چیست؟ شیوه ی تربیت فرزندان در این زمینه چگونه باید باشد؟


 

پاسخ:اسلام در تعامل اجتماعى با زنان بر اصل «آزادمنشى» تأکید دارد. تصویرى که اسلام در این زمینه ارایه مى‏دهد در صورتى که غیر طبیعى و داراى اشکال باشد، نیمى از انسان‏هاى روى زمین را با چالش مواجه مى‏کند. نمونه‏هاى فراوانى از آزادمنشى در برخورد و تعامل با زنان در قرآن کریم وجود دارد که برخورد حضرت ابراهیم و ساره با فرستادگان خداوند نمونه ای از آن است که چون با پرسش شما کمال تناسب را دارد در این جا می آید:

( وَلَقَدْ جَاءَتْ رُسُلُنَا إِبْرَاهِیمَ بِالْبُشْرَى قَالُوا سَلَاما قَالَ سَلَامٌ فَمَا لَبِثَ أَنْ جَاءَ بِعِجْلٍ حَنِیذٍ. فَلَمّا رَأَى أَیْدِیَهُمْ لَا تَصِلُ إِلَیْهِ نَکِرَهُمْ وَأَوْجَسَ مِنْهُمْ خِیفَةً قَالُوا لَا تَخَفْ إِنّا أُرْسِلْنَا إِلَى قَوْمِ لُوطٍ. وَامْرَأَتُهُ قَائِمَةٌ فَضَحِکَتْ فَبَشّرْنَاهَا بِإِسْحَاقَ وَمِنْ وَرَاءِ إِسْحَاقَ یَعْقُوبَ. قَالَتْ یَا وَیْلَتَى أَأَلِدُ وَأَنَا عَجُوزٌ وَهَذَا بَعْلِی شَیْخا إِنّ هَذَا لَشَیْ‏ءٌ عَجِیبٌ. قَالُوا أَتَعْجَبِینَ مِنْ أَمْرِ اللّهِ رَحْمَةُ اللّهِ وَبَرَکَاتُهُ عَلَیْکُمْ أَهْلَ الْبَیْتِ إِنّهُ حَمِیدٌ مَجِیدٌ). هود / 69 - فرستادگان ما با بشارت بر ابراهیم وارد شدند و سلام نمودند، حضرت ابراهیم به آنان درود فرستاد، سپس براى برآوردن گوشت گوساله‏اى که بریان شده و با سنگ پخته شده درنگ نکرد. وقتى دید دست آنان به غذا نمى‏رسد آن را ناخوش گرفت و ترسى از ایشان در دل وى ریخت. آنان گفتند نترس، ما براى هلاکت قوم لوط مأموریت داریم. زن حضرت ابراهیم ایستاده بود و مى‏خندید، پس به او مژده‏ى اسحاق را دادیم و پس از اسحاق، یعقوب. همسر حضرت ابراهیم‏ علیه السلام گفت: عجب، آیا من فرزند مى‏آورم در حالى که پیرزنى هستم و شوهرم پیرمرد؟ عجیب است. آنان گفتند: آیا از امر خدا تعجب مى‏کنى؟ رحمت و برکات خدا بر شما اهل بیت که او حمید و مجید است

 

. با توجه به مفاد آیه‏ى شریفه، فرستادگان الهى چنان شبیه انسان‏ها بودند که حضرت ابراهیم‏ علیه السلام براى آنان غذا آورد. از نوع پذیرایى آن حضرت علیه السلام به دست مى‏آید که همسر ایشان تنها به آشپزخانه نمى‏رفته و هر دو در حضور میهمانان به آن رفت و آمد داشته‏اند و ابراهیم در امر طبخ و پخت غذا به همسر خود یارى مى‏نموده است. هم‏چنین فرستادگان الهى نه‏تنها با حضرت ابراهیم سخن مى‏گفتند، بلکه همسر وى را نیز مخاطب قرار مى‏دادند و به وى بشارت فرزند در سن پیرى را دادند و وى نیز با آنان سخن مى‏گفته است و چنین نبوده است که خود را از آنان پنهان سازد، بلکه وى نزد میهمانان مى‏ایستاده و از سخن آنان در مورد خود به خنده مى‏آمده است. بر این اساس مشى مؤمنانى که همسر خود را از میهمانان پنهان مى‏دارند از مشى بزرگ‏ترین انبیاى الهى دور است و با ساختارى که خداوند در قرآن کریم از زندگى اولیاى خود بیان مى‏دارد تفاوت دارد و به شبکه‏ى افراطى‏گرى گرفتار آمده است. اگر گفته شود همسر حضرت ابراهیم زنى مسن بوده، باید بگوییم درست است که وى پیر بوده اما او از چنان نشاطى برخوردار بوده که از وى به لفظ «امرأته» یاد شده و نه زنى پیر (العجوزة) و هم‏چنین توان باردارى و زایمان را نیز داشته و چنان فرتوت نبوده است. میهمانان حضرت ابراهیم علیه السلام که حتى وى از آنان به ترس مى‏افتد به‏راحتى با همسر وى به خاطر اقتضاى بشر بودن صحبت مى‏کنند و ایشان نیز مى‏خندد. بشر را نیز بشر مى‏گویند؛ چرا که سخن مى‏گوید، بحث مى‏کند و مباشرت و تکلم دارد. از این رو اگر زنى یا مردى در اداره یا اتاقى کار کند و از مسأله‏اى تعجب نماید و از آن به خنده افتد اشکالى ندارد. در خانه‏ى پیامبر خدا؛ حضرت ابراهیم، چنین بوده و همه بدون هیچ گونه پنهانى با هم سخن مى‏گویند. هم حضرت ابراهیم‏ علیه السلام و همسرش با میهمانان به صحبت مى‏نشینند و هم آن‏ها با ابراهیم علیه السلام و همسر وى سخن مى‏گویند و دیوار یا پرده‏اى نیز میان آنان حایل نبوده و همه با هم برخورد عادى، معمولى و انسانى داشته‏اند و حضرت ابراهیم آزادمنشانه با همسر خویش رفتار مى‏نموده است. این آیه مى‏رساند سخن گفتن میان زن و مرد مشترک است و جنسیت بر نمى‏دارد. بله، از ناز و غمزه باید پرهیز داشت؛ همان‏گونه که قرآن کریم مى‏فرماید: ( فَلَا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ)؛{ - احزاب /32 } بپرهیزید که نازک و نرم سخن گویید، وگرنه محدودیت دیگرى در سخن گفتن وجود ندارد. ممنوعیت و محدودیت‏هاى بى حد و مرز و افراطى به جاى امنیت و مصونیت، فساد و تخریب را در پى دارد؛ چرا که از سویى:( إِنّ النّفْسَ لَأَمّارَةٌ بِالسّوءِ){ -یوسف / 53} است و از سوى دیگر:«الإنسان حریص على ما منع»؛ انسان بر آن‏چه که از آن باز داشته شود، حریص و به صورت مضاعف خواهان مى‏گردد و چنین پنهان کارى‏هایى، جنس مقابل را به تجسس وا مى‏دارد. در تربیت فرزند نیز باید این اصل را مراعات نمود و باید مراقب بود که وى حساس نشود. باید اعتراف کرد جامعه‏ى ما در تربیت فردى و اجتماعى خود به مسأله‏ى زن حساس شده و حکایت وى به دزدگیرهاى اتومبیلى مى‏ماند که به کوچک‏ترین صدایى آژیر مى‏کشد و پریدن پرنده‏اى را آمدن دزدى مى‏داند. جامعه‏ى ما نیز چون به زن حساس شده است، اگر صداى زن کمى بلند شود مشکل پیدا مى‏کند. بالا رفتن اندکى از صداى زن یا کوچک‏ترین حرکت یکى از اندام‏هاى وى؛ هرچند در ورزش صبحگاهى باشد، صداى افراد حساس را بالا مى‏برد. حساسیتى که نوعى بیمارى است و از سوء تربیت فرد حکایت دارد. حساسیتى که در زندگى هیچ یک از پیامبران الهى دیده نمى‏شود و حضرت ابراهیم، حضرت یوسف و نیز حضرت موسى: که ذکر آنان در این کتاب مى‏آید، چنین رویکردى در مواجهه با زنان نداشته‏اند. دیدن زن، سخن گفتن با او، همکار بودن با وى در محیطهاى کارى و ادارى و خندیدن وى بدون ایراد است و آن چه اشکال دارد بیمارى، بى‏تقوایى، بى‏بندوبارى، لاابالى گرى و انحراف است. البته راه برطرف شدن این انحرافات نیز حساسیت زدایى از جامعه نسبت به زن و اشباع جنسى افراد در چارچوب قوانین بى‏پیرایه‏ى شرع است و با برداشتن حساسیت از جامعه، سلامت به جامعه باز گردانده خواهد شد. گاه دیده مى‏شود مردى به همسر خویش سفارش مى‏کند مبادا در غیاب وى در را به روى کسى باز کند و با نامحرمى سخن گوید یا او را ببیند؛ در حالى که چنین حساسیت برانگیزى موجب مى‏شود آن زن حتى در روابط خویشاوندى و با محارم خود دچار مشکل گردد. براى درمان افراد و جامعه باید چنین حساسیت‏هایى را از جنسیت زدود بدون این که به دام لاابالى گرى، انحراف و فساد افتاد. گاه وزیر یا وکیلى با محاسن در سمینار یا کنفراسى خارجى شرکت مى‏کند و خانمى با سر برهنه نیز در آن‏جا نشسته است و جامعه‏ى مذهبى مى‏گوید واى که دین خدا از میان رفت و غیرت‏ها خشکیده و تعصب دینى رخت بر بسته؛ در حالى که برهنگى و عریانى وى به این وزیر یا وکیل ارتباطى ندارد، بله، وى باید مراقب نگاه خود باشد که تیز به او ننگرد. البته، این در صورتى است که زن یاد شده مسلمان نباشد، وگرنه بر زنان مسلمان لازم است رعایت پوشش شرعى را در همه‏ى مکان‏هایى که نامحرم حضور دارد داشته باشند و چنان‏چه یکى از دو طرف مسلمان نسبت به رعایت احکام دینى خللى دارد، باید به وى متناسب با احکامى که در بحث امر به معروف و نهى از منکر آمده واکنش نشان داد.

 

البته در مورد برخورد مادر با فرزند نیز باید توجه داشت چنانچه فرزند پسر باشد و مادر در برابر او به گونه ای ظاهر شود که تمامی اندامش را پوشیده ببیند در بزرگسالی به بیماری چشم چرانی مبتلا می شود و باید پاها و موی سر و دیگر اندام مادر خود را برهنه ببیند تا چشم وی در کودکی سیر باشد و در بزرگسالی رد پی نامحرمان گرسنه وار ندود.

 

اگر به بحث های ولایت آگاهی داشته باشید که مبتنی بر عشق است به شیعیان و موالیان نهایت احترام را خواهید داشت زیرا کردار ظاهری آنان در قالب خنده ها و گفتگوهای معمولی گناه نیست و حتی اگر گناه باشد ، گوهر ولایت آنان را نشانه نمی رود و آنچه گوهر ولایت را آسیب می رساند ظلم است. ظلم بر مردم یا ظلم به شوهر یا ظلم به فرزند یا ظلم به آشنایان. آن چه گوهر ولایت را آشکار و نمایان می سازد عشق به تمامی افراد به ویژه با همسر و فرزند و تربیت صحیح و درست فرزند بر اساس آموزه های اهلبیت علیهم السلام است؛ نه بر اساس سلیقه های فقهی خشک و دگم که از فقه اهلبیت علیهم السلام دور افتاده است. فرزندان در سنین کودکی و نوجوانی نیاز به نشاط ، بازی ، تفریح و رقصی حتی با مادر خود دارند و چنان چه این نشاط برای آن ها فراهم نشود در بزرگسالی به عقده ها و حسرت های جنسی مبتلا می گردند و احساس کمبود محبت به آن ها دست می دهد و برای جبران آن به هر دختر هرزه ای پناه می برند.

۱۳٩٢/٢/٧ | پيام هاي ديگران ()