دنیا محل گذر است نه جای ماندن

 

 

گمشده ی من .....

بسم الله الرحمن الرحیم

داشتم دنبالش میگشتم اما انگار رفته بود توی دریا ( البته من هنوز دریا ندیدم !!!)

همه جارو گشتم اما خبری ازش نبود. دیگه خسته شدم از گشتن اما نمیتونستم از

گشتن دست بردارم چون بهش نیاز داشتم چون همیشه توی چشمام بود. یعنی از

دستم ناراحت شده که با من قهر کرده؟ دیگه نمیخواد ببینتم؟ نگران و خسته شدم. از

اول شب داشتم میگشتم. چشم روی چشم نذاشته بودم. از تاریکترین نقاط که هیچ

کس به چشمش ندیده تا شلوغ ترین نقاط رو گشتم. آخه من تمام تلاشم رو کرده

بودم که هیچ وقت از دستش ندم اما انگار این بار هم شکست خورده بودم. میدونم که

تقصیرخودم بود اما الان پشیمونم. میخوام بهش قول بدم که دیگه کاری نکنم که با من

قهر کنه و تنهام بزاره. نزدیک سحر بود که دیگه مضطر و نا امید شدم. فهمیدم که

باید دست به التماس برآرم و بلند فریاد زنم تا که شاید باد سحری ناله ام رو پیشش

ببره، که ای اشک من!! تو آب حیات من هستی تو تنها مونس تنهایی من هستی،

ترخدا تو یکی با من قهر نکن ، منو تنها نزار. بدون تو دیگه خدا هم به من نگاه نمیکنه

تو نماد دل شکسته ی منی تو گواه صداقت منی. اگه بدون اشک با خدا حرف بزنم

یعنی دل من هنوز نشکسته هنوز دوست نداره خدا عوضش کنه بدون اشک ناله ی

(( العفو العفو العفو یا الهه العاصین )) بی معنی میشه.

 شاید هم این بیت حافظ هم منظورش این باشه:

دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند / وندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادند 


۱۳۸٧/۱۱/۳ | پيام هاي ديگران ()