دنیا محل گذر است نه جای ماندن

 

 

عشق چیست ؟؟؟

سلام. دیشب یکی از رفقا از من پرسید که عشق یعنی چی؟ ( خیلی

جالبه بعد از گفتگو با دوستم اومدم یه سری زدم به چندتا از وبلاگ ها

ی رفقا که یه مطلبی خوندم در مورد عشق و چیستی عشق! ) خب

سوالش شاید تکراری باشه اما به نظر من به تعداد آدمهای زمین برای

این سوال پاسخ وجود داره. خلاصه با هم حرف میزدیم البته دو دیدگاه

کاملا متفاوت داشتیم به خاطر همین با یه حرف دیگه به گفتگو ادامه

ندادم. بهش گفتم راستی میدونی عشق از چی گرفته شده ؟ گفت

 نه. بهش گفتم که میگن یه نوع پیچکه ( شاید منظور سهراب از پیچک

غم، هم، عشق باشه ) که خودرو هستش ( یعنی دست منو شما و

دیگری نیست هر موقع دلش بخواد به وجود میاد شاید با نگاه و شاید

هم با خوندن  دست نوشته ی کسی !!!) و نزدیک نباتات دیگر رشد

میکنه و به دور اونا میپیچه و اینقدر بهشون میچسبه تا اون گیاه رو

خشک میکنه و اسم این گیاه عشٌقه ست و عشق گرفته شده از

عشٌقه ست. حالا متوجه شدی عشق چیه؟! عشق به طور ناخودآگاه و

غیر ارادی به وجود میاد و ....

و راستی آیا ما واقعا عاشق شده ایم؟ و یا ممکنه چیزی شبیه عشق

رو با اسم دیگری مثلا .... تجربه کرده باشیم. اگر ما واقعا عشق رو

تجربه کرده بودیم، اینقدر افسرده و غمین نبودیم اصلا توی زندگیمون

دیگه مشکلی نداشتیم و همچو یگانه سنبل صبر ، ندای (( و ما رایت

الا جمیلا )) ((چیزی به جز زیبایی ندیدم)) به سر میدادیم.

مرُده بدُم ، زنده شدم، گریه بدُم ، خنده شدم

دولت عشق آمد و من دولت پاینده شدم

 

عشق باید گریه ها رو به خنده تبدیل کنه نه که ..... مگه نه ؟؟؟


۱۳۸٧/۱٠/٥ | پيام هاي ديگران ()