دنیا محل گذر است نه جای ماندن

 

 

جام جم

حقیقتش بعد از اینکه شعر سهراب رو فرستادم با خودم حرف زدم و به

یه نتیجه رسیدم و به عنوان اولین نظر در پاسخ به (( خانه ی دوست

کجاست ؟ )) میگم. یه نامه ی عاشقانه از بهترین یار، یادم اومدم. با

اینکه شاید 5 یا 6 کلمه بیشتر نباشه اما کل این شعر رو خلاصه کرده.

نه اینکه دوری و تنهایی ما بعد از روز الست از خداوند ، خیلی سخت

بوده ، یه خونه در نزدیکترین مکان جسم و نفس و روح ما خریده و اونو

به اسم خودش زده. بالای سر در ورودی این خونه با خط عشق نوشته

شده : القلب حرم الله فلا تسکن غیر الله (( قلب حرم خداست و نباید

غیر از خدا در آن منزل بگیرد )) و نامه ی دیگری که فرموده است :

القلب المؤمن عرش الله (( قلب مومن عرش خداوند است ، محل و

مکان استقرار خداوند است )). و خانه ی دوست در قلب ما قرار گرفت

تا مبادا برای گشتن و پیدا کردنش خسته بشیم و راه رو گم کنیم . تا

مبادا مصداق این غزل حافظ بشیم که می فرماید : 

 سالها دل طلب جام جم* از ما میکرد / و آنچه خود داشت ز یگانه تمنا میکرد

گوهری کز صدف کون مکان بیرونست / طلب از گمشدگانه لب دریا میکرد

مشکل خویش بر پیر مغان بردم دوش / کو بتایید نظر حل معما میکرد 

دیدمش خرم و خندان قدح باده به دست / وندر آن آینه صد گونه تماشا میکرد

گفتمش این جام جهان بین* بتو کی داد حکیم / گفت آنروز که این گنبد مینا میکرد

بیدلی در همه احوال خدا با او بود / او نمیدیدش و از دور خدایا میکرد

 

*( جام جم مخفف ) جام جمشید، جام جهان نما و جام جهان بین هر سه نام قدحی

است که حکما برای جم (= جمشید) ساخته اند و جمشید هر وقت احتیاج پیدا میکرد

 که از وضع مملکتی با خبر شود به قدح مذکور نگاه میکرد. چون این قدح به داراب رسید

و به یاری آن بر اسکندر پیروز شد، اسنکندر دستور داد تا دانشوران چاره ایی بسازند ،

و حکما هم آینه ایی برای او ساختند. امروز نزد مشایخ صوفیه مراد از (( جام جم )) قلب

عارف است، زیرا عارف با قلبش از اسرار غیب مطلع میشود. (دیوان حافظ بقلم محمد

قزوینی )


۱۳۸٧/٩/۳٠ | پيام هاي ديگران ()