دنیا محل گذر است نه جای ماندن

 

 

نظر یکی از رفقا

یکی از رفقا در آخرین مطلب ارسالی این نظر رو دادند. من به نظرشون احترام میذارم چون نظر هر کس حداقل برای خودش قابل احترامه. اما یه چیز میگم و اونم اینه که بگیم فلسطینی ها  اشتباه کردن به فرض، درسته، اما واقعا با این وخامت و سنگدلی باید هجوم ببرن به غیرنظامیان، به کودکان شیرخواره؟ انصافا این از انسانیت به دوره. امیدوارم که مطالبه در مورد غزه رو از دیدگاه تعصب و لجاجت نگاه نکنیم فقط و فقط به عنوان انسان بهشون نگاه کنیم این حداقل کاریهکه میتونیم انجام بدیم.نظر دوستمون رو مطالعه کنید ایشون فرموده اند که :خیلی مسخره است که هزار مشکل در کشور خودمان هست وشما دلتان برای فلسطینی میسوزد,(همین علی اصغر هاشون اگه اکبر بشن دم از تعصب عربی میزنن و ایرانی را شیعه کافر  ,مجوس و دشمن مینامد)  این ......(به دلیل حفظ عفت کلام سانسور شده) کشورشان را به جهود فروختند و پای قلیان نشستند و در باره زنان گپ زدند و شاید فحش به ایرانی و شیعه دادندو حالا میخوان اونجا را مفتی پس بگیرن.

www.zartosht2582.persianblog.irhttp://


۱۳۸٧/۱٠/٢۳ | پيام هاي ديگران ()

 

و مرگ بر یزیدان زمانه

مرگ بر رژیم جنایتکار اسرائیل

و مرگ بر یزیدان زمانه که علی اصغرها را در مقابل چشمان رباب ها به شهادت

رساندن و مرگ بر کسانی که  اینگونه مادر را برای یک بار شنیدن (( مادر )) از زبان این

سرباز کودکش در حسرت قرار دادند.

برای آزادی انسان های آزاده کربلای زمانه نوار غزه دعا کنیم و در راهپیمایی ها شرکت

کنیم. مگر نفرمودند که اگر کسی از ظلم ظالمی حمایت کرد در آن ظلم شریک است؟

پس به هر نحوی برای ابراز انزجار و نفرت خودمون باید تلاش کنیم.


۱۳۸٧/۱٠/٢۳ | پيام هاي ديگران ()

 

السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین علیه السلام

سلام. شاید این چیزی که میگم به درد همه نخوره شاید فقط به درد یه

عده بدبخت و بیچاره مثل من بخوره که گناهام چشم و گوشم رو بسته

و نمیتونم چهره ی روشنی بخش عالم، ارباب حسین علیه السلام رو

ببینم و جواب سلامشون رو بشنوم. خوش به حال اونایی که آقا رو

دیدن و جواب سلامشون رو شنیدن. حالا که بدم ، حالا که آلوده م حالا

که اذن ندارم جسما برم زیارت ارباب حسین علیه السلام فقط فقط

میتونم از این آدرس حریمش رو از دور زیارت کنم. به امید روزی که با

معرفت بریم پا بوس اربابمون حسین علیه السلام.

اگه شبنمی، برگ نازنین صورتتون رو نوازش کرد همه رو دعا کنید لطفا.

 

 


۱۳۸٧/۱٠/۱٥ | پيام هاي ديگران ()

 

عشق چیست ؟؟؟

سلام. دیشب یکی از رفقا از من پرسید که عشق یعنی چی؟ ( خیلی

جالبه بعد از گفتگو با دوستم اومدم یه سری زدم به چندتا از وبلاگ ها

ی رفقا که یه مطلبی خوندم در مورد عشق و چیستی عشق! ) خب

سوالش شاید تکراری باشه اما به نظر من به تعداد آدمهای زمین برای

این سوال پاسخ وجود داره. خلاصه با هم حرف میزدیم البته دو دیدگاه

کاملا متفاوت داشتیم به خاطر همین با یه حرف دیگه به گفتگو ادامه

ندادم. بهش گفتم راستی میدونی عشق از چی گرفته شده ؟ گفت

 نه. بهش گفتم که میگن یه نوع پیچکه ( شاید منظور سهراب از پیچک

غم، هم، عشق باشه ) که خودرو هستش ( یعنی دست منو شما و

دیگری نیست هر موقع دلش بخواد به وجود میاد شاید با نگاه و شاید

هم با خوندن  دست نوشته ی کسی !!!) و نزدیک نباتات دیگر رشد

میکنه و به دور اونا میپیچه و اینقدر بهشون میچسبه تا اون گیاه رو

خشک میکنه و اسم این گیاه عشٌقه ست و عشق گرفته شده از

عشٌقه ست. حالا متوجه شدی عشق چیه؟! عشق به طور ناخودآگاه و

غیر ارادی به وجود میاد و ....

و راستی آیا ما واقعا عاشق شده ایم؟ و یا ممکنه چیزی شبیه عشق

رو با اسم دیگری مثلا .... تجربه کرده باشیم. اگر ما واقعا عشق رو

تجربه کرده بودیم، اینقدر افسرده و غمین نبودیم اصلا توی زندگیمون

دیگه مشکلی نداشتیم و همچو یگانه سنبل صبر ، ندای (( و ما رایت

الا جمیلا )) ((چیزی به جز زیبایی ندیدم)) به سر میدادیم.

مرُده بدُم ، زنده شدم، گریه بدُم ، خنده شدم

دولت عشق آمد و من دولت پاینده شدم

 

عشق باید گریه ها رو به خنده تبدیل کنه نه که ..... مگه نه ؟؟؟


۱۳۸٧/۱٠/٥ | پيام هاي ديگران ()

 

و شاید هم.....

که چرا میگویند : اسب حیوان نجیبی است، کبوتر زیباست

و چرا در قفس هیچکسی کرکس نیست

گل شبدر چه کم از لاله ی قرمز دارد

چشم ها را باید شست، جور دیگری باید دید ))

همین باشه که اگه زشتی دیدم از چشم ناپاک منه و اگر زشت

هستم باز هم از نا پاکی منه.

 

 

* در جواب نوشته قبلی!


۱۳۸٧/۱٠/۳ | پيام هاي ديگران ()

 

زشت ترین مخلوق.....

سلام. امروز سر کلاس تفسیر موضوعی قرآن یکی از بچه از استاد

پرسید : استاد چرا بعضی ها زشت آفریده شده اند و بعضی زیبا ؟ 

استاد مکثی کرد و شاید در دلش آهی کشید. من برگشتم و به چهره

ی دوستم نگاه کردم و شاید من هم آهی کشیدم در درون و با تلخندی

ظاهر شد ( امیدوارم بودم یه جوری بنویسمش که واضح باشه اما نشد

پس باید توضیح بدم که چهره دوستم بسیار زیبا بود ولی .......) استاد

مردد بود که از جهتی این حقیقتی ست و از جهتی به مخلوقات خداوند

ایراد گرفتن، نفهمی و نا شکری ست. گفت که، نه! ( مفهوم سخن این

بود که : ) زیبا و زشت دیدن سلیقه ای ست و  همه چیز زیباست ولی

چون خود استاد هم میدونست قانع کننده نبود یه روایات از زمان حضرت

کلیم الله گفت. گفت که خداوند متعال به حضرت موسی علیه السلام

فرموده بود که ای موسی برو و زشت ترین مخلوق مرا بیاور. حضرت

اطاعت کرد و از کوه طور پایین اومد اما هر چی نگاه کرد چیز زشتی

ندید تا آخر سر، یه سگی دید که بسیار بد ترکیب بوده  یه پاش کوتاه

بوده ووووو  خلاصه خیلی زشت. خب این سگ رو با خودش آورد تا به

نزدیک کوه طور رسیدند اما آن حضرت سگ رو رها کرد. وقتی به میقات

رسید خداوند متعال از او پرسید که چرا سگ را آزاد کردی؟ آن حضرت

گفت که متوجه شدم که شما هیچ چیز زشتی نیافریده اید. خداوند به

کلیم الله فرمودند که ای موسی ! اگر آن سگ را به عنوان زشت ترین

مخلوقم نزد من میاوردی ، تو را از مقام نبوت عزل میکردم.!

حقیقتش الان که مینویسم فکر میکنم که اگر فقط به خاطر اون آه و

تلخندم تا ابد در آتش بسوزم جای هیچ شکویی نیست.


۱۳۸٧/۱٠/٢ | پيام هاي ديگران ()